پنج سال پس از دکتر بهزاد قرهیاضی؛
تولید ملی، امنیت غذایی و تابآوری ایران در برابر چالشها
پنج سال از درگذشت مظلومانه دکتر بهزاد قرهیاضی میگذرد؛ دانشمندی که بسیاری از دغدغهها و هشدارهایش، امروز بیش از هر زمان دیگری معنا یافتهاند. در جهانی که بحرانهای اقتصادی، محدودیتهای بینالمللی، تنشهای منطقهای و تهدیدهای ناشی از کمبود منابع، امنیت و ثبات ملتها را به چالش کشیدهاند، علم و فناوری، دیگر صرفاً ابزار توسعه نیستند؛ بلکه از ارکان اقتدار ملی، امنیت غذایی و تابآوری کشورها به شمار میروند. از این منظر، بازخوانی کارنامه استاد تنها یادآوری زندگی یک دانشمند برجسته نیست؛ بلکه فرصتی است برای تأمل در سرنوشت آینده ایران و جایگاهی که علم و فناوری باید در ساختن آن ایفا کنند. زندگی او گواه آن است که دانش، هنگامی که با مسئولیت اجتماعی، شجاعت علمی و دغدغه منافع ملی درآمیزد، میتواند به نیرویی تعیینکننده در مسیر پیشرفت یک ملت تبدیل شود.
مرور فعالیتهای استاد، افزون بر نمایش دستاوردهای ارزشمند علمی، بخشی از چالشهای ساختاری توسعه علمی در ایران را نیز آشکار میسازد. یکی از مهمترین این چالشها، فاصله میان ظرفیتهای عظیم علمی کشور و میزان بهرهگیری از آنها در فرآیندهای تصمیمگیری، سیاستگذاری و توسعه ملی است.
پرسش بنیادین امروز بیش از آنکه به گذشته تعلق داشته باشد، رو به آینده دارد: چگونه میتوان توان علمی کشور را به نیرویی مؤثر برای افزایش تابآوری ملی تبدیل کرد؟ چگونه میتوان محیطی پدید آورد که در آن نقد علمی، گفتوگوی تخصصی، رقابت حرفهای و حمایت از نوآوری به بخشی از فرهنگ عمومی توسعه بدل شود؟
بزرگداشت چهرههایی چون دکتر قرهیاضی زمانی معنای حقیقی مییابد ــ هرچند شوربختانه او هنوز از یک بزرگداشت ملی درخور شأن و جایگاه خود محروم مانده است ــ که از مرز یادبود و ستایش فراتر رود و به اصلاح رویکردها، تقویت نهادهای علمی و ارتقای نقش دانش در اداره کشور بینجامد. میراث فکری استاد یادآور این حقیقت است که علم، فناوری و صاحبان اندیشه نباید در حاشیه سیاستگذاری قرار گیرند، بلکه باید در متن تصمیمگیریهای ملی حضور داشته باشند؛ زیرا آینده کشورها را نه شعارها، بلکه دانایی، نوآوری و خرد جمعی رقم میزند.
آری، امروز و در پنجمین سال فقدان او، یاد استاد را گرامی میداریم؛ اما بزرگداشت حقیقی او در پرسشی نهفته است که پیش روی ما قرار دارد: چگونه با دانشمندان خود رفتار میکنیم؟ آیا برای اندیشههای نو میدان میگشاییم یا آنان را در پیچوخم بوروکراسی، بیاعتمادی و منازعات غیرعلمی فرسوده میکنیم؟ آیا سرمایههای علمی کشور را در زمان حیاتشان ارج مینهیم یا پس از خاموشیشان به ستایش آنان میپردازیم؟
رسالت ما در برابر استاد، ادامه دادن راه اوست؛ راه حقیقتجویی، اخلاق علمی، شجاعت در بیان واقعیتها، دفاع از توسعه علم و فناوری، و مبارزه با شبهعلم و مدعیان دانش که سرمایههای فکری جامعه را به حاشیه میرانند. این راه، تنها مسیر پاسداشت یاد استاد نیست؛ بلکه راهی برای پاسداری از آینده ایران است.
... و به جوانان دانشپژوه این سرزمین باید گفت: زندگی و جایگاه ملی استاد قرهیاضی نشان داد که منزلت ملی یک فرهیخته را نه شمار مقالهها، عناوین و مناصب، بلکه تأثیری تعیین میکند که بر زندگی مردم، پیشرفت کشور و گسترش مرزهای دانایی بر جای میگذارد. راه علم شاید همیشه هموار و بیسنگلاخ نباشد، اما تاریخ پیشرفت ملتها را کسانی مینویسند که در سختترین روزگار نیز پرچم حقیقت را بر زمین نمیگذارند و از پیمودن راه دانایی بازنمیایستند.
دکتر بهزاد قرهیاضی از میان ما رفته است، اما اندیشهای که برای اعتلای علم، امنیت غذایی، تولید ملی و پیشرفت ایران بر جای گذاشت همچنان زنده است؛ اندیشهای که ما را فرا میخواند تا ایران را با تکیه بر دانش، خرد و اراده ملی بسازیم.
یاد و نام دکتر بهزاد قرهیاضی، استاد، دانشمند و مدافع توسعه علمی ایران، گرامی و ماندگار باد.
به قلم دکتر اسکندر امیدی نیا |